پيشا پيش نوروز 87 مبارك
مژده دهید یاران بوی بهاران رسید
باز به دشت و دمن سبزه هزاران رسید
سوسن و کل در چمن شاد همی خنده زد
برف دگر بار بست نوبت باران رسید
بار دگر جویبار در قدم فصل گل
شاد ره جو گرفت سوی چناران رسید
باز صدای بهار گوش جهان تازه کرد
باز به طرف زمین بانگ هزاران رسید
روح زمین تازه گشت زندگی آغاز شد
مرغ حزین پر کشید مرغک خوشخوان رسید
نوبت فرخندگیست بر قدمش گل بکار
باز قدح گیر شو چشم خماران رسید
باز به گلشن بیا شادیت آغاز کن
قهقهه مستانه کن غنچه خندان رسید
فصل وصال گل است باز به گلشن در آ
باز به دهقان بگو نوبت باران رسید
باران
باز باران بي ترانه گريه هايم عاشقانه
مي خورد بر سقف قلبم ياد ايام تو داشتن
مي زند سيلي به صورت باورت شايد نباشد
مرده است قلبم ز دستت فكر آنكه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم توي دشت آن نگاهت
گم شدن در خاطراتت
کاش روزی آن را به من بر گردانی
اما نپذيرفتی.
عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختی،
کاش روزی آن را به من بر گردانی
دور از تو
وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن،
برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛
ایکاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛
بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشکیباست.
ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،
وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛ برای تو می تپد
دوستی

دوستي همچون سروي سرسبز ،
چار فصلش همه آراستگي ست.
من چه مي دانستم ،
هيبت باد زمستاني هست.
من چه مي دانستم ،
سبزه مي پژمرد از بي آبي ؛
سبزه يخ مي زند از سردي دي.
من چه مي دانستم ،
دل هر کس دل نيست
قلب ها ، ز آهن و سنگ
قلب ها بي خبر از عاطفه اند.
زندگي دفتري از خاطرهاست ...

زندگي دفتري از خاطرهاست ...
يک نفر در دل شب ...
يک نفر در دل خاک ...
يک نفر همدم خوشبختي هاست
يک نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...
ما همه همسفريم.....
مردانه صفت...

دلم تنگ است
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است
نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است !
سال نو مبارک
سال نو مبارک
![]()
رفتی از یادم
دل من ديگه برات تنگ نمي شه
ولي اين و بدون واسه همشه
با رفتنت دنيا ديگه تموم نمي شه
ما گذشتیم و ......
غربت=ساوه
دلم
تنهایی=من
من هرگز نخواستم که تنها بمونی اما تو تنهایی را دوست داشتی!
همیشه شکستمش تا تو هم بشکنی اما تو سکوت را٬می پرستیدی!
دوستی یعنی بودن و خواستن اما تو دوستی را ماندن٬ماندن و ماندن معنا می کردی!
گفتم: غرق شدی!
گفتی: نه!
دیدم ٬امیدوارم تو هم دیده باشی..........
و مواظب خودت باش البته می دونم که هست!
اونی که

فراموشت کنم
خداحافظ
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ ... همین حالا خداحافظ!!!!
تنهایی
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظارکشيدنم را پنهان
خواهم کرد!!!!
سکوت شب
بودیم و نبودیم
کشت ما را غم بي همنفسي
تا که رفتيم همه يار شدند
خفته ايم و همه بيدار شدند
قدر آئينه بدانيد چو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست!
تنهایی

جدايي سخته نه به سختي تنهايي!
تابوت
ای کسانی که مسئول مرگ من هستین
دوست دارم وقت مردنم چشمانم را باز بگذارید
تا همه بدانند چشم انتظار از این دنیا رفتم
دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند
دست خالی از این دنیا رفتم
مرا در تابوت سیاه بگذارید تا همه بدانند
هرچه سیاه بختی بود من کشیدم
قالب یخی بر سر مزارم بگذارید
تا با اولین طلوع خورشید به جای یارم یر سر مزارم آب شود
زیرا می دانم او از مرگ من نیز با خبر نخواهد شد!
می نویسم
بود ونبودت يکيه ... بي تو، نوشتن براي تو
سخت است . اميدی نيست ، و حتی يادگاری از تو .
مهم نيست ، دوباره برای تو می نويسم ، و جواب
هم نميخواهم . برای تو می نويسم ..... تو که نميخوانی ؟
ميدانم ، نوشته هايم ارزش خواندن ندارد...
ميدانم ، ولی باز هم می نويسم ، تنها کاريست که بلدم
شکست

به گریه گفتمت آری! ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت.
می مونم!

چه اندازه تنهایی من بزرگ است!
چرا؟
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد!!!!!
قلب خسته

پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل به خود ز دستانم ربود تا باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود.
رفیق

به دیدنم بیا که خیلی تنهام
![]()
آخه نبود
بدون این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود
آخه نبود
کوله
رفتی و به هر چیزی خواستی نرسیدی
متسفام برات
ای دل ساده![]()